۱۳۹۱ آذر ۱, چهارشنبه

تصویر دو صفحه از قدیمی ترین نسخه موجود شاهنامه مصور با قدمت 700 ساله ، نگاشته و ترسیم شده در شهر ادبا تبریز ، آذرآبادگان

دوستان عزیز از جمله مواردی که همواره در محافل پانترکی و تجزیه طلب مورد تاکید نوشتاری و گفتاری قرار می گیرد تخریب و دشمنی با بزرگ مرد ادبیات ایران زمین فردوسی شیرین سخن هست . این در حالیست که به جرات می توان گفت بزرگی و ارجی که به دیار آذرآبادگان عزیز در شاهنامه حکیم توس داده شده به هیچ یک از دیگر مناطق ایرانزمین داده نشده و این یکی از دلایل دشمنی عده ای وطن فروشِ تجزیه طلب با فردوسی بزرگ است چرا که برای آنها هویت ایرانی و تاریخی آذرآبادگان و باشندگانش اهمیتی ندارد و تنها در راستای افکار تجزیه طلبانه و شوم خود قدم بر می دارند . در ادامه ابیاتی کوتاه از شاهنامه خواهد آمد که در آن بزرگمرد شعر و ادب ایرانزمین پیرامون بزرگی آذرآبادگان و باشندگانش و اهمیت آن برای ایرانزمین سخن رانده است :
عزیمت کیخسرو پس از جلوس بر اریکه شاهنشاهی به نقاط مهم ایران که در آن از آذرآبادگان نیز سخن می‌راند و می‌فرماید:

بخواهم که ببینم سراسر زمین


همه مرز ایران با آفرین


همه بوم ایران سراسر بگشت


به آباد و ویرانی اندر گذشت


هر آن بوم و بر، کان نه آباد بود


تبه بود و ویران از بیداد بود


به هر شهر بنشست و بنهاد تخت


چنان چون بود مردم نیکبخت


چنین تا در آذرآبادگان


بشد با بزرگان و آزادگان


همی خورد باده همی تاخت اسب


بیامد سوی خان آذرگشسب


جهان‌آفرین را ستایش گرفت


به آتشکده بر نیایش گرفت
در جایی دیگر از شاهنامه حکیم فردوسی در بخش نامه رستم فرخزاد به برادرش می آورد:
چو نامه بخوانی تو با مهتران
برانداز و برساز لشکر بران
همی تاز تا آذرآبادگان
دیار بزرگان و آزادگان
همیدون گله هرچه داری ز اسب
ببر سوی گنجور آذرگشسب
و دوباره در جایی دیگر از شاهنامه حکیم فردوسی می فرماید :
به یک ماه در آذرآبادگان  
ببودند شاهان و آزادگان
همه ویژه گردان آزادگان
بیامد سوی آذرآبادگان   









بنابرین بر آن شدم با بازنشر تصویر دو صفحه از قدیمی‌ترین نسخه‌ ی موجود شاهنامه که در حدود سال ۱۳۳۰ میلادی در شهر تبریز نگاشته و ترسیم شده است و هم اکنون در موزه لوور پاریس نگهداری می شود پاسخی در خور به این تحریف کنندگان تاریخ داده باشم. و نیز بر جایگاه والای فردوسی بزرگ در نزد مردم ادیب پرور آذرآبادگان و تبریز تاکیدی مجدد کرده باشیم. در این دو صفحه داستان فرامرز پسر رستم نقل شده است که به انتقام خون پدر به مصاف حاکم کابل و سوارانش می‌رود. در تصویر سواران فرامرز به سوی سربازان فراری کابل می‌تازند در حالی که سربازان فراری با تیراندازی به عقب قصد متوقف کردن دشمنان را دارند. این دو صفحه در سال ۱۹۱۰ توسط یک دلال عتیقه به نام جرج دموت از دفتر اصلی جدا شده و در پاریس به فروش رفته‌اند و امروزه در موزه لوور پاریس نگهداری می‌شوند.

دوستان عزیز جهت مشاهده اصل تصویر سند می توانند به آدرس وبسایت موزه لوور پاریس که در پی می آید مراجعه بفرمایند :

http://cartelen.louvre.fr/cartelen/visite?srv=car_not_frame&idNotice=28107&langue=en
 
پاینده ایران و ایرانی 
 
وحید رنجبری آذرآبادگانی