۱۳۹۱ شهریور ۲۶, یکشنبه

نماد ماه و ستاره سمبلی کاملا ایرانی که نه متعلق به ترکان عثمانیست و نه متعلق به تمدن اسلامی

نماد و سمبل هلال ماه و ستاره که در سده های اخیر به اشتباه و بر اثر تحریف ،  ساخته و محصول  تمدن اسلامی و ترکان عثمانی محسوب گردیده است در حقیقت نشان و سمبلیست کاملا ایرانی که به صورت گسترده در آثار تاریخی و فرهنگی ایران باستان قابل مشاهده است . در این مقاله بر آنیم تا با استفاده از منابع و اسناد معتبر و بیشمار تاریخی به بررسی و واکاوی نماد ماه و ستاره در آثار بر جای مانده از ایران باستان بپردازیم.  نخستین نشانه های بدست آمده از سمبل ماه و ستاره در تمدن های پیش از میلاد ایرانزمین متعلق به ایلامیان می باشد به طوری که پروفسور « John Hansman » در مقاله ای تحت عنوان خدایان بزرگ ایلام « The great gods of Elymais » که در دانشنامه بزرگ مطالعاتی «  Acta Iranica, Encyclopédie Permanente Des Etudes Iraniennes» منتشر گردید ضمن اشاره به استفاده سمبل ماه و ستاره در چهار هزار سال قبل توسط ایلامیان در آثار خود ، به تدوام استفاده از این سمبل تا دوران اشکانیان و ساسانیان نیز تاکید دارد. (1)

          دانشنامه بزرگ مطالعاتی «  Acta Iranica, Encyclopédie Permanente Des Etudes Iraniennes»


از دیگر تمدن های ایرانی که قبل از اشکانیان و ساسانیان به صورت گسترده از سمبل ماه و ستاره استفاده نموده است می توان به تمدن  « pontus » اشاره نمود که در آناتولی و آسیای صغیر مستقر بود و در زمان پادشاهی مهرداد ششم نشان ماه و ستاره به صورت رسمی بر روی پرچم این خاندان شاهی ایرانی قرار گرفت . در سمبل و نشان رسمی خاندان شاهی  پُنتوس ماه نمادی از اهورامزدا و نیز نماد قهرمانی ایرانی از نسل خدای ماه بوده است .(2) در عین حال نماد ماه و ستاره به عنوان سمبل و نشان ایزد میترا در بین پیروان آئین میترایی محسوب میگردید بطوری که از حدود 500 پیش از میلاد تا 100 پس از میلاد همواره بعنوان نماد پرچم و نیز نشان خاندان شاهی ایرانی 
پُنتوس و همه جانشینان مهرداد ششم به شمار میرفت . (3) (4) نماد ماه و ستاره به طور گسترده در آثار امپراطوری اشکانیان و بعد از آن امپراطوری ساسانیان بکار رفته است (5)  که در ادامه نمونه هایی از سکه های بجا مانده ی منقش به نشان ماه و ستاره از دوران اشکانی و ساسانی ارائه خواهد گردید . بر اساس نظر اکثر محقیقین و اندیشمندان نشان ماه و ستاره از طریق باشندگان ایران زمین و بویژه در دوران پایانی امپراطوری ساسانی به تدریج  وارد تمدن اسلامی و بعد ها وارد تمدن ترکان عثمانی گردیده است. (6) بطوری امروزه این نماد با وجود پیشینه و ریشه ای کاملا ایرانی بعنوان یکی از نماد های اصلی کشور های اسلامی و ترکزبان شناخته میشود . 

تصویر شماره یک : سکه ای با نماد ماه و ستاره متعلق به اُرد دوم شاه اشکانی با قدمت بیش از 2000 سال

تصویر شماره دو : سکه ای با نماد ماه و ستاره متعلق به اُرودس یکم شاه ایرانی ساتراپ الیمائیس ( خراجگزار اشکانیان ) با قدمت بیش از 2000 سال
  

تصویر شماره سه : سکه ای با نماد ماه و ستاره متعلق به فرهاد چهارم شاه اشکانی با قدمت بیش از 2000 سال


تصویر شماره چهار : سکه ای با نماد ماه و ستاره متعلق به  کامناسکیرس سوم شاه ایرانی ساتراپ الیمائیس ( خراجگزار اشکانیان ) با قدمت بیش از 2000 سال


تصویر شماره پنج : سکه ای با نماد ماه و ستاره متعلق به فرهاد پنجم شاه اشکانی با قدمت بیش از 2000 سال


تصویر شماره شش : سکه ای با نماد ماه و ستاره متعلق به پیروز یکم شاه ساسانی با قدمت بیش از 1500 سال


تصویر شماره هفت : سکه ای با نماد ماه و ستاره متعلق به قباد یکم شاه ساسانی با قدمت بیش از 1500 سال


تصویر شماره هشت : سکه ای با نماد ماه و ستاره متعلق به جاماسب شاه ساسانی با قدمت بیش از 1500 سال


تصویر شماره نه : سکه ای با نماد ماه و ستاره متعلق به خسرو انوشیروان شاه ساسانی با قدمت بیش از 1400 سال


تصویر شماره ده : سکه ای با نماد ماه و ستاره متعلق به هرمز چهارم شاه ساسانی با قدمت بیش از 1400 سال


تصویر شماره یازده : سکه ای با نماد ماه و ستاره متعلق به خسرو پرویز شاه ساسانی با قدمت بیش از 1400 سال


تصویر شماره دوازده :  سکه ای با نماد ماه و ستاره متعلق به قباد دوم شاه ساسانی با قدمت بیش از 1400 سال


تصویر شماره سیزده : سکه ای با نماد ماه و ستاره متعلق به اردشیر سوم  شاه ساسانی با قدمت بیش از 1400 سال


تصویر شماره چهارده : سکه ای با نماد ماه و ستاره متعلق به پوراندخت شاه ساسانی با قدمت بیش از 1400 سال


تصویر شماره پانزده : سکه ای با نماد ماه و ستاره متعلق به یزدگرد سوم شاه ساسانی با قدمت بیش از 1400 سال


تصویر شماره شانزده : سکه ای با نماد ماه و ستاره با عنوان سکه عرب ساسانی منقش به تصویر یزدگرد سوم  شاه ساسانی و جمله بسم الله که بعد از فتح ایران به دست اعراب بدان اضافه گردیده است با قدمت بیش از 1400 سال


پاینده ایران و ایرانی 

وحید رنجبری آذرآبادگانی 



منابع :
________________________________

1. John Hansman, "The great gods of Elymais" in Acta Iranica, Encyclopédie Permanente Des Etudes Iraniennes, v.X, Papers in Honor of Professor Mary Boyce, Brill Archive, 1985, pp 229-232


جهت مطالعه  صفحات 229 تا 232 دانشنامه یاد شده می توانید به آدرس زیر مراجعه بفرمائید :
http://books.google.com.tr/books?id=ks8UAAAAIAAJ&pg=PA229&lpg=PA229&dq=John+Hansman,+%22The+great+gods+of+Elymais&source=bl&ots=TkIrQ90dtA&sig=6xaqzgmkmZm20EviFmK947skNMU&hl=en#v=onepage&q=John%20Hansman%2C%20%22The%20great%20gods%20of%20Elymais&f=false 


2. Andrew G. Traver, From Polis to Empire—The Ancient World c. 800 B.C.–A.D. 500, Greenwood Publishing Group, 2002, p257
 

3.  Yulia Ustinova, The Supreme Gods of the Bosporan Kingdom
  Brill, 1998, pp 270-274


4. B.C. McGing, The Foreign Policy of Mithradates VI Eupator, King of Pontus, Brill, 1986, p 97
 

5  . "The star and crescent are common Persian symbols, being a regular feature of the borders of Sassanian dirhems." Philip Grierson, Byzantine Coins, Taylor & Francis, 1982, p118
 

6. Habibollah Ayatollahi (trans. Shermin Haghshenās), The Book of Iran: The History of Iranian Art, Alhoda UK, 2003, pp 155-157 

























































۱۳۹۱ شهریور ۲۰, دوشنبه

نتایج تحقیقی جدید بر روی نسخه اصلی کتاب دده قورقود : هیچ ارتباطی بین کتاب دده قورقود و فرهنگ و تاریخ آذربایجان وجود ندارد


در طی سال های اخیر کتاب دده قورقود و ماهیت تاریخی و ظرفیت ادبی آن ، یکی از موضوعاتی بوده است که مورد تاکید نوشتاری ، گفتاری و تبلیغات بسیار محافل پانترکی و تجزیه طلب قرار گرفته است . البته بیشتر این سینه چاکان و مبلغین کتاب مذکور حتی شناختی سطحی از موضوع کتاب و تاریخ نگارش آن و نیز بار ادبی و علمی آن ندارند و تنها بخاطر تعصبات نژاد پرستانه ی پانترکی لب به حمایت و تمجید از این اثر می گشایند . در این مقاله بر آنیم تا با نگاهی موشکافانه و دقیق به بررسی زوایای پنهان و کمتر گفته شده پیرامون کتاب به اصطلاح شاهکار و اساطیری ترکان یعنی دده قورقود بپردازیم. دَدَه‌قورقود (به ترکی آذربایجانی:Dədə Qorqud Kitabi به ترکی استانبولی:Dede Korkut ُ ترکمنی:Gorkut-ata) نام یکی از مجموعه داستانهای اسطوره‌ای ترک‌های اغوز است که در حدود قرن شانزده میلادی به صورت مکتوب در آمده‌است. این مجموعه از یک مقدمه  و ۱۲ داستان به نثر و نظم تشکیل شده و مجموعه ایست که زندگی روزمره ، ارزش های اجتماعی و باورهای ایل‌های ترک‌های اغوز را نشان می‌دهد . این کتاب در حوزه امپراطوری عثمانی نگاشته شده است و هیچ ربطی به تاریخ و فرهنگ کاملا ایرانی آذربایجان ندارد . در ادامه به تفصیل در این مورد به بحث خواهیم پرداخت.

                                تصویر جلد چرمی کتاب دده قورقود نسخه اصلی کتابخانه درسدن آلمان 

قدیمی ترین نسخه‌ی خطی این كتاب در كتابخانه‌ی درسدن آلمان موجود می باشد ، و برای نخستین بار فلیشر( Fleischer ) کتابدار کتابخانه دِرسدن آلمان هنگام تنظیم كاتالوگ كتابخانه‌ی سلطنتی به این كتاب برخورد كرد، اما چون معلوم نبود كه چه كسی این داستان‌ها را نگاشته  و به صورت كتاب درآورده است و فقط پشت صفحه‌ی اول كتاب نوشته شده بود كه این نسخه در قرن دهم هجری به كتابخانه‌ی احمد پاشا وارد شده است،‌ لذا فلیشر آن را جزو آثار قرن شانزدهم میلادی قرار داد. البته نسخه خطی دیگری شامل فقط 6 داستان در کتابخانه واتیکان موجود می باشد.



                                   صفحه نخست کتاب دده قورقود نسخه خطی کتابخانه درسدن آلمان


بر روی نخستین صفحه‌ این کتاب عبارت « كتاب ددم قور قود علی لسان طائفه‌ی اوغوزان » نوشته شده است. در صفحه دوم این کتاب با نکته ای بسیار مهم رو به رو می شوم که تا کنون مورد توجه قرار نگرفته است و آن بیت شعریست به زبان پارسی که هم سندیست قاطع بر نگارش این کتاب در دوران عثمانی و هم دلیلیست محکم بر تاثیر و نقش غیر قابل انکار زبان و ادبیات پارسی بر فرهنگ و زبان و ادبیات ترکی عثمانی 

به هنر کوش زانکه در عالم  /  ادب آنراست کو هنرور است


                                     صفحه دوم کتاب دده قورقود نسخه خطی کتابخانه درسدن آلمان 

نکته بسیار مهم دیگر در صفحه سوم این کتاب رقم می خورد یعنی وجود دعاهای مخصوص طلسم و جادو و باطل نمون سِحردر صفحه ای که می توان آن را پیشگفتار بزرگترین کتاب ادبی و حکیمانه پانترکان  نامید !!!


                                    صفحه سوم کتاب دده قورقود نسخه خطی کتابخانه درسدن آلمان 

در صفحه چهارم کتاب که آن را بعنوان صفحه آغازین مباحث کتاب نیز به صورت عمومی می شناسند مقدمه‌ای وجود دارد كه این طور شروع می‌شود: « بسم‌الله الرحمن الرحیم ـ رسول علیه‌السلام زماننه یقین بیات بریندن (بویندن) قورقود آتا دیرلر برار قوپدی، اوغوزون اول كیشی تمام بیلجسیدی، نه دیرسه اولردی، غایبدن در لو خبر سویلردی، حق تعالی انک كوكلنه الهام ایدردی». و با این عبارات خاتمه می‌یابد: « قورقود اوغوز قومنك مشكلنی حل ایدردی، هرنه ایش اولسه، قورقود آیاته طانشمینجه ایشلمزلردی، هر نه كه بیورسه قبول ایدرلردی سوزین طوتب تمام ایدرلردی» ترجمه پارسی متن مورد اشاره  « به نام خدا و بخشنده مهربان ـ نزدیک به زمان رسول علیه‌الاسلام، مردی به نام قورقود (؟) برخاست. آن مرد داناتر از همه غزها بود، ‌هر چیزی كه می‌گفت، می‌شد. غیب‌گویی‌های درستی می‌كرد. حق‌تعالی به قلب او الهام می‌نمود. قورقود تمام مشکلات قوم اوغوز را حل می کرد. هر کاری پیش می آمد او راهنمایی میکرد و تمام حرف هایش مورد قبول قرار می گرفت و اجرا می شد .»

              صفحه چهارم کتاب دده قورقود ( صفحه آغازین مباحث کتاب ) نسخه خطی کتابخانه درسدن آلمان 

بسیاری از پانترکان و تجزیه طلبان و جاعلین تاریخ جهت پوشش خلا شدید تاریخی و ادبی ، کتاب دده قورقود را بزرگترین كشف فرهنگ ترک نامیده و كوشش زیادی به كار بستند كه هرچه ممكن است، ‌تاریخ آن را به عقب بكشند و نیز آن را منتسب به آذربایجان نمایند. كسانی كه این كتاب و زبان آن را به مردم  بومی باستان آذربایجان نسبت می دهند، اشتباهشان از اینجا ناشی می‌شود كه نه خود كتاب را دیده‌اند و نه از تحقیقات و تتبعات دانشمندان بزرگ بی‌غرض درباره‌ی این كتاب اطلاعی حاصل نموده‌اند و الا هر انسان بی غرضی هم ، فقط با مطالعه‌ ی عبارت روی جلد و مقدمه و فهرست این كتاب که به زبان ترکی عثمانی قرن شانزده میلادی بسیار نزدیک است می‌تواند حقیقت امر را به نیكی دریابد. 


در ادامه بحث ، کتاب دده قورقود را در سه بخش جداگانه مورد بررسی و واکاوی دقیق قرار خواهیم داد.


بخش اول :
بررسی قدمت و تاریخ حدودی نگارش کتاب با استفاده از موضوعات و وقایع خود کتاب دده قورقود .

بخش دوم : 
بررسی نقش و تاثیر غیر قابل انکار و پررنگ زبان و ادبیات پارسی بر روی محتوای کتاب دده قورقود و نیز اثبات شناخت و آشنایی نگارنده کتاب دده قورقود با اثر بی بدلیل و حماسی دنیای مشرق زمین ، یعنی شاهنامه حکیم فردوسی .

بخش سوم : 
بررسی حدودی محل وقوع حوادث و رخدادهای کتاب دده قورقود از نظر جغرافیایی با استفاده از موضوعات و محتویات خود کتاب و نیز رد قاطع وجود هرگونه ارتباط بین کتاب دده قورقود و آذربایجان . 

                         ************************

بخش اول :
بررسی قدمت و تاریخ حدودی نگارش کتاب دده قورقود با استفاده از موضوعات و وقایع خود کتاب دده قورقود .


در صفحه 68 از سومین داستان نسخه خطی كتاب دده قورقود با عنوان بای بورانین اوغلو بامسی بئیره یین بویو ( داستان بامسی بئیرک پسر بای بورا )، ترجمه پروفسور محرم اِرگین چنین می‌خوانیم:

« Bezirganlar da gece gündüz yola girdiler. İstanbul'a geldiler »

ترجمه به پارسی « بازرگانان شب و روز راه پیمودند تا این که به استانبول رسیدند » 

این در حالی است که شهر استانبول تا زمانی كه در دست دولت بیزانس( روم شرقی ) بود، قسطنطنیه نام داشت و در 29 جمادی الاول 857 هجری قمری برابر با 29 مه 1453 میلادی  سلطان محمد فاتح  امپراطور عثمانی بر این شهر پیروز شد و از این تاریخ استانبول نامیده شد. کاربرد کلمه استانبول در متن کتاب بخوبی روشن گر این واقعیت است که تاریخ نگارش این کتاب دهها سال بعد از فتح استانبول به دست سلطان محمد فاتح می باشد چرا که  سال‌های سال و دهه‌ها طول ‌می كشید تا اینكه اسم و اصطلاح جدید، پس از تداول عام و شهرت تام، در داستان‌های عامیانه مردم جای پیدا كند و زبانزد شود. در ادامه ، تصویر صفحه 68 کتاب که شامل واژه « استانبول » می باشد ،ارائه میگردد .
                              صفحه شصت و هشت کتاب دده قورقود نسخه خطی کتابخانه درسدن آلمان


در صفحه 246  از نهمین داستان نسخه خطی كتاب دده قورقود با عنوان بکیل اوغلو عِمرنین بویو ( داستان عِمرن پسر بکیل ) ، ترجمه پروفسور محرم اِرگین چنین می‌ خوانیم :  


« Tekür der: Yüz adam seçilin, tarraka çatlasın oğlanı korkutun, oğlan kuş yürekli olur, meydanı bırakır kaçar dedi »

ترجمه به پارسی : « تکور گفت : صد نفر را انتخاب بکنین ، مواد محترقه ( ترقه ) بترکانند و آن پسر را بترسانند ،اون قلبش مثل قلب پرندس و زود میدان را ترک و فرار می کند » .
به روشنی مشخص می باشد در این صفحه از کتاب توصیه ای پیرامون استفاده از ترقه و مواد منفجره برای ایجاد وحشت در دل دشمن مطرح می گردد که دلیلیست واضح و غیر قابل انکار بر زمان نه چندان دور نگارش این کتاب . در ادامه ، تصویر صفحه 246 کتاب که شامل واژه « ترقه » است ارائه میگردد .
                         صفحه دویست و چهل و شش کتاب دده قورقود نسخه خطی کتابخانه درسدن آلمان 


در صفحه 205  از هفتمین داستان نسخه خطی كتاب دده قورقود با عنوان قازلیق قوجا اوغلو یئینه یین بویو ( داستان یئینک پسر قازلیق قوجا ) ، ترجمه پروفسور محرم اِرگین چنین می‌خوانیم: 

    Bayındır Han buyurdu, “Yirmi dört sancak beyi gelsin” dedi

ترجمه به پارسی : « بایندرخان 24 سنجاق بیگی (فرماندار) را احضار كرد. »

سنجاق بیگی، از اصطلاحات تقسیمات كشوری عثمانی بوده كه در قرن‌های نهم و دهم هجری ترتیب و تشكیل یافته بود. 
در این باره « تاریخ امپراتوری عثمانی» نوشته « وین ووسینچ »، در صفحات 27 و 28  اخبار می‌كند: تا سال 1517 میلادی، امپراتوری عثمانی از نظر اداری و نظامی به دو منطقه (بیلر بیلیک های آناطولی و روم ایلی) تقسیم شده بود. پس از آن كه امپراتوری گسترش یافت، مناطق تازه‌ای به نام « بیلر بیلیک»، «ولایت» و « پاشالک» بدان افزوده گشت. در سده‌ی شانزده، نُه بیلربیلیک وجود داشت كه هر یک به دست استانداری می‌گشت. هر استانی به دو شهرستان (سنجاق) تقسیم می‌شد و هر شهرستان  فرمانداری به نام « سنجاق بیگی» داشت. در ادامه ، تصویر صفحه 205 کتاب که شامل واژه « سنجاق بیگی» می باشد ، ارائه میگردد.
                            صفحه دویست و پنج کتاب دده قورقود نسخه خطی کتابخانه درسدن آلمان 



در صفحه 178 از ششمین داستان نسخه خطی كتاب دده قورقود با عنوان  قانلی قوجا اوغلو قان تورالی نین بویو ( داستان قان تورالی پسر قانلی قوجا ) ، ترجمه پروفسور محرم اِرگین چنین می‌خوانیم:

« Kan Turalı geldi, kara şaykalı teküre selam verdi. Tekür selam aldı »

ترجمه به پارسی : « قانتورالی آمد، به تكور (تكاور) شاپكاسیاه سلام كرد »

پیرامون واژه استفاده شده « شابکا » در متن کتاب دده قورقود استاد فیروز منصوری بسیار نیک می نویسد : «  سرپوش لبه‌دار و معروف اروپاییان، در فرانسه و انگلستان شاپو نامیده می‌شود. در كشورهای شرق اروپا به ویژه در روسیه این كلاه به شاپکا اشتهار دارد. دده‌قورقود اوغوز تبار هزار سال پیش، سهل است و حتی اعراب و ایرانیان و ترک های آناطولی هم تا قرن هیجدهم میلادی، نام این كلاه را نمی‌دانستند و بر زبان نیاورده‌اند. هرگاه دیده هم باشند آن را « كلاه فرنگی» یا به تحقیر « كلاه لگنی» می‌گفتند. » درادامه ، تصویر صفحه 178 کتاب که شامل واژه « شابکا» می باشد ، ارائه میگردد.
                          صفحه صد و هفتاد و هشت کتاب دده قورقود نسخه خطی کتابخانه درسدن آلمان 



در صفحه 201 از نهمین داستان نسخه خطی كتاب دده قورقود با عنوان  بکیل اوغلو عِمرنین بویو ( داستان عِمرن پسر بکیل ) ، ترجمه پروفسور محرم اِرگین چنین می‌خوانیم: 

  « Akıncılar kafirin elini gününü vurup kızını gelinini esir ettiler »

ترجمه به پارسی : « آکینجی ها همه چیز کافران را نابود و دختران و عروس هایشان را به اسیری گرفتند »

واژه « آکینجی » در داستان های نهم ، ششم و دهم کتاب دده قورقود بکار رفته است.
سواران آكینجی از زمان سلطان با یزید دوم در تشكیلات نظامی عثمانیان جای گرفته و ماموریت داشتند قبل از ورود اردوی عثمانی، به شهرهای مرزی یورش برده و آبادی‌ها را ویران و با ایجاد رعب و وحشت قوای دشمن را تضعیف نمایند. درادامه ، تصویر صفحه 201 کتاب که شامل واژه « آکینجی » می باشد ، ارائه میگردد.

بخش دوم : 
بررسی نقش و تاثیر غیر قابل انکار و پررنگ زبان و ادبیات پارسی بر روی محتوای کتاب دده قورقود و نیز اثبات شناخت و آشنایی نگارنده کتاب دده قورقود با اثر بی بدلیل و حماسی دنیای مشرق زمین ، یعنی شاهنامه حکیم فردوسی .

بر اساس تحقیق جامع فرزند ایراندوست آذرآبادگان ، استاد فیروز منصوری متن كتاب دده قورقود 170 واژه فارسی و 350 لغت عربی دارد و به لهجه عثمانی قرن شانزدهم خیلی نزدیک است. در خلال داستان‌ها از چیزهایی بحث شده است كه مربوط به تشكیلات نظامی عثمانیان بوده و هیچ ربطی به آذربایجان ندارد.
  
واژه‌های فارسی ناب (حتی عربی ازطریق فارسی) در این كتاب به حد فراوان آورده شده است. مثلا: آدینه، آبدست ، اژدها ، شبچراغ ، شبكلاه ، شاهباز ، شاه ، پادشاه ، خرد ، خرم ، گاه، گور، گرز، نگار، ناگاه ، ناكس ، پاس ، پاینده ، ساروان ، سایه‌بان، سرموزه ، سرور ، چاک ، چابک ، چادر ، دستور ، شاهین ، رستم ، كمال ، جمال ، اشک ، زیر ، زبر، زخم، زندان، آزاد، ارزان ، پولاد ، کمان ، کاروان ، روان ، پهلوان و صدها لغت ادبی و اصطلاحات جغرافیایی پارسی دیگر . به طور مثال 26 بار واژه پولاد ، 21 بار واژه چادر ، 13 بار واژه شاهین ، 12 بار واژه کاروان ، 8 بار واژه رستم ، 11 بار واژه اژدها ، 7 بار واژه شاه ، 5 بار واژه چابک ، 4 بار واژه پهلوان و 4 بار واژه دستور در داستان های مختلف کتاب دده قورقود بکار رفته است . حضور  واژه هایی  بمانند رستم ، شاهین ، اژدها ، شاهباز ، چاک ، چابک ، پولاد ، کمان و .... در بخش های مختلف کتاب دده قورقود نشان از شناخت و آشنایی نگارنده کتاب با اثر بی بدلیل و حماسی دنیای مشرق زمین ، یعنی شاهنامه حکیم فردوسی می باشد.
  
در ادامه ، تصویر نمونه هایی از لغات پارسی در صفحات کتاب دده قورقود ارائه خواهد شد.

بعنوان نمونه تصویر صفحه 2 کتاب که شامل واژه پارسی « پولاد » می باشد ، ارائه میگردد.
                                     صفحه دو کتاب دده قورقود نسخه خطی کتابخانه درسدن آلمان  


درادامه بعنوان نمونه ، تصویر صفحه 149 کتاب که شامل واژه های پارسی « پهلوان » و « دستور » می باشد ، ارائه میگردد.

                               صفحه صد و چهل و نه کتاب دده قورقود نسخه خطی کتابخانه درسدن آلمان  


درادامه بعنوان نمونه ، تصویر صفحه 205 کتاب که شامل واژه های پارسی « رستم » و « اژدها » می باشد ، ارائه میگردد.
   صفحه دویست و پنج کتاب دده قورقود نسخه خطی کتابخانه درسدن آلمان  


درادامه بعنوان نمونه ، تصویر صفحه 91 کتاب که شامل واژه پارسی« شاه » می باشد ، ارائه می گردد. 
                                صفحه نود و یک کتاب دده قورقود نسخه خطی کتابخانه درسدن آلمان  


درادامه بعنوان نمونه ، تصویر صفحه 4 کتاب که شامل واژه پارسی « کاروان » می باشد ، ارائه میگردد
                                   صفحه چهار کتاب دده قورقود نسخه خطی کتابخانه درسدن آلمان  


درادامه بعنوان نمونه ، تصویر صفحه 91 کتاب که شامل واژه پارسی « شهباز » می باشد ، ارائه میگردد.
                                صفحه نود و یک کتاب دده قورقود نسخه خطی کتابخانه درسدن آلمان  


درادامه بعنوان نمونه ، تصویر صفحه 271 کتاب که شامل واژه پارسی « شاهین » می باشد ، ارائه میگردد.
                      صفحه دویست و هفتاد و یک  کتاب دده قورقود نسخه خطی کتابخانه درسدن آلمان  


درادامه بعنوان نمونه ، تصویر صفحه 302 کتاب که شامل واژه پارسی « چادر » می باشد ، ارائه میگردد.
                               صفحه سیصد و دو کتاب دده قورقود نسخه خطی کتابخانه درسدن آلمان


بخش سوم : 
بررسی حدودی محل وقوع حوادث و رخدادهای کتاب دده قورقود از نظر جغرافیایی با استفاده از موضوعات و محتویات خود کتاب و نیز رد قاطع وجود هرگونه ارتباط بین کتاب دده قورقود و آذربایجان . 

در صفحه 36 از دومین داستان نسخه خطی كتاب دده قورقود با عنوان سالور قازانین بویو ( داستان سالور قازان )، ترجمه پروفسور محرم اِرگین چنین می‌خوانیم:

 Parasarın Bayburt Hisarı'ndan fırlayıp uçan Beyrek boz aygırına bindi.

ترجمه به پارسی : « پاراسارین از حصار بایبورت  پرید و سوار اسب خاکستری خود شد که همانند بیرقی در باد پرواز میکند. »
نام شهر « بایبورت » در داستان های دوم و سوم و چهارم و یازدهم به کررات دیده می شود. شهر بایبورت منطقه ایست در شمال آناتولی ( ترکیه کنونی ) و لازم به ذکر است این شهر تاریخی در حوزه امپراطوری عثمانی بسیار پر اهمیت بشمار می رفته است . همانطور که پیش تر ذکر شد داستان ها و وقایع کتاب دده قورقود همگی در سرزمین های آناتولی می باشد و کوچترین ربطی به آذربایجان ندارد . درادامه ، تصویر صفحه 36 کتاب که شامل واژه « بایبورت » می باشد ، ارائه میگردد.
                               صفحه سی و شش کتاب دده قورقود نسخه خطی کتابخانه درسدن آلمان  


در صفحه 279 از یازدهمین داستان نسخه خطی كتاب دده قورقود با عنوان اوروزون بویو ( داستان اوروز ) ، ترجمه پروفسور محرم اِرگین چنین می‌خوانیم:
   Ak Hisar Kalesinin burcunu yıktım

ترجمه به پارسی : « برج قعله آکحصار رو تخریب کردم . »


نام شهر « آک حصار » در داستان یازدهم کتاب دده قورقود آمده است . این شهرواقع در آناطولی غربی ( غرب ترکیه امروزی ) است و بنا به توضیح دانشنامه بزرگ اسلامی در دوره‌های قدیم و عهد رومیان به نام « تیاترا» خوانده می‌شد، و نام تركی جدید آن به مناسبت دژی است كه برتپه‌ای نزدیک آن وجود دارد. تركان عثمانی آن را در  1382 میلادی تصرف كردند.»  درادامه ، تصویر صفحه 279 کتاب که شامل واژه «آک حصار » می باشد ، ارائه می گردد.
                           صفحه دویست و هفتاد و نه  کتاب دده قورقود نسخه خطی کتابخانه درسدن آلمان  


در صفحه 171 از ششمین داستان نسخه خطی كتاب دده قورقود با عنوان  قانلی قوجا اوغلو قان تورالی نین بویو ( داستان قان تورالی پسر قانلی قوجا ) ، ترجمه پروفسور محرم ارگین چنین می‌خوانیم:

Dolandi Tirabuzan'a geldi

ترجمه به پارسی : « گشت و گذاری نمود و وارد « طرابوزان » شد.»
نام شهر « طرابوزان » دو بار در داستان ششم از کتاب دده قورقود آمده است . این شهر که در شمال شرقی آناتولی ( ترکیه امروزی ) و سواحل کارا دنیز قرار دارد از شهر های بسیار مهم امپراطوری عثمانی و ترکیه امروزی به شمار می رود. درادامه ، تصویر صفحه 171 کتاب که شامل واژه « طرابوزان » می باشد ، ارائه میگردد.
                            صفحه صد و هفتاد و یک  کتاب دده قورقود نسخه خطی کتابخانه درسدن آلمان 


در صفحه 201 و 205 از هفتمین داستان نسخه خطی كتاب دده قورقود با عنوان  قازلیق قوجا اوغلو یئینه یین بویو ( داستان یئینک پسر قازلیق قوجا ) ، ترجمه پروفسور محرم اِرگین چنین می‌خوانیم:

Günlerden bir gün Düzmürd Kalesi'ne geldi. Karadeniz kenarında idi 

ترجمه به پارسی : « روزی از روزا به قلعه دوزمورد آمد که در سواحل دریای سیاه قرار داشت » و نیز :

İleri yatan Karadeniz'e girdim.

ترجمه به پارسی : « وارد دریای سیاه که در پیش و رو بود شدم »
نام « کارا دنیز » به پارسی « دریای سیاه » در داستان های هفتم و چهارم و دوم کتاب دده قورقود آمده است . دریای سیاه نام دریایست که تقریبا تمامی قسمت شمالی کشور ترکیه امروزی را پوشش میدهد و ذکر چندین باره ی نام این دریا بخوبی روشنگر عدم ارتباط کتاب دده قورقود با آذربایجان می باشد . درادامه ، تصویر صفحات 201 و 205 کتاب که شامل واژه « کارا دنیز » می باشد ، ارائه میگردد.
                             صفحه دویست و یک  کتاب دده قورقود نسخه خطی کتابخانه درسدن آلمان 



                              صفحه دویست و پنج  کتاب دده قورقود نسخه خطی کتابخانه درسدن آلمان 


در صفحه 59 از دومین داستان نسخه خطی كتاب دده قورقود با عنوان  سالور قازانین بویو ( داستان سالور قازان ) ، ترجمه پروفسور محرم اِرگین چنین می‌خوانیم:

  Hemid île Merdin kalesini tepip yıkan

ترجمه به پارسی : « همراه با حمید قعله مردین را تخریب و ویران کنید »
« قلعه ماردین » ( به کردی : مردین) که در داستان شماره دو کتاب دده قورقود از تخریب و ویرانی آن سخن به میان آمده است . قلعه ایست که امروزه نیز آثاری از آن بجا مانده است و واقع در شهر ماردین ( به کردی : مردین ) می باشد . شهری که در قسمت جنوبی آناتولی ( کشور ترکیه امروزی ) قرار دارد . درادامه ، تصویر صفحه 59 کتاب که شامل واژه « قلعه ماردین » می باشد ، ارائه می گردد.
                                صفحه پنجاه و نه  کتاب دده قورقود نسخه خطی کتابخانه درسدن آلمان 



در ادامه اشاره ای خواهیم داشت به سو استفاده ای وقیحانه از سوی جاعلین و تحریف کنندگان همیشگی تاریخ یعنی پانترکان و تجزیه طلبان . در کتاب دده قورقود تنها یکبار و در یک صفحه  مشخص نام دو شهر از شهرهای آران یعنی « گنجه » و « بردعه » آمده است و وجود این دو واژه در کتاب 303 صفحه ای دده قورقود تنها دلیلیست که جاعلان همیشگی تاریخ بدون توجه به موضوع و چرایی وجود این دو واژه در داستان ، تلاش در نسبت دادن کتاب دده قورقود به آذربایجان ایرانزمین را دارند . در اینجا دو نکته بسیار مهم وجود دارد جهت روشن شدن این موضوع  :

یک : عدم وجود ارتباط  بین ذکر نام شهرها و مکان های جغرافیایی آران با آذربایجان

دو : ذکر نام این دو شهر آران در داستان شماره نه کتاب دده قورقود اساسا و مطلقا هیچ ارتباطی با برداشت جاعلین و تحریف گران پانترک و تجزیه طلب ( یعنی دلیلی برای انتساب کتاب به آذربایجان )  ندارند .

در ادامه این موضوع را کاملا مورد بررسی و واکاوی قرار خواهیم داد تا مشخص گردد نگارنده کتاب چرا از اسم جغرافیایی این دو محل در داستان شماره نه استفاده کرده است.  

در صفحه 235 ازنهمین داستان نسخه خطی كتاب دده قورقود با عنوان بکیل اوغلو عِمرنین بویو ( داستان عِمرن پسر بکیل ) ، ترجمه پروفسور محرم اِرگین چنین می‌خوانیم:

 begil hasımını akrabasını ayırdı, evini çözdü, Oğuz'dan göç eyledi. Berdeye, Genceye varıp vatan tuttu

ترجمه به پارسی : « بگیل خانواده خود را از رقیب خود جدا کرد. خانه ی خود ( منظور چادر و خانه ایلاتیست ) از هم جدا و جمع آوری کرد ، از ایل اغوز کوچ نمود و در شهر های بردعه و گنجه ساکن شد »
همانطور که به طور واضح روشن است شخصی به اسم بکیل از قبیله اغوز بنا به دلایلی مجبور به ترک ایل اغوز شده و در شهر های بردعه و گنجه ی آران ساکن شده است حال این موضوع چه ارتباطی به آذرآبادگان دارد؟؟؟؟ !!! تصویر صفحه 235 کتاب که شامل واژه های « بردعه » و « گنجه » می باشد ،ارائه میگردد .
                         صفحه دویست و سی و پنج کتاب دده قورقود نسخه خطی کتابخانه درسدن آلمان 



نکته بسیار مهم پایانی که باید توجه تک تک خوانندگان عزیز رو بدان جلب بکنیم اینست در کتاب دده قورقود همانطور که پیش تر نیز ذکر گردید بارهای بار نام مناطق و شهر های مختلف آناتولی ( ترکیه امروزی ) بمانند بایبورت ، ماردین ، کارادنیز ، آک حصار ، طرابوزون و استانبول ذکر شده است و نیز بیش از 200 بار از واژه اغوز در مفهوم قومی و مردمی استفاده شده است و نیز 4 بار از واژه گرجستان در مفهوم سرزمینی آن استفاده شده است و همچنین نام قلعه ها و مناطق مختلفی مانند اِونوک ، ساکا ، تاتیان ، دوزمور و طومان آمده است اما حتی و باز تاکید می کنیم حتی یکبار هم  نامی از آذربایجان عزیز  و مناطق جغرافیایی آن در این کتاب ذکر نشده است حال چگونه تحریف گران و جاعلین تاریخ به خود اجازه می دهند برای آذربایجان عزیز و باشندگانش کتاب سازی نموده و این اثر متوسط ادبی را به آذربایجان نسبت بدهند. درادامه بعنوان نمونه ، تصویر صفحه 30 کتاب که شامل واژه « اغوز» می باشد ، ارائه می گردد.
                                    صفحه سی  کتاب دده قورقود نسخه خطی کتابخانه درسدن آلمان   


درادامه بعنوان نمونه ، تصویر صفحه 234 کتاب که شامل واژه « اغوز» و « گرجستان » می باشد ، ارائه می گردد.
                           صفحه دویست و سی و جهار  کتاب دده قورقود نسخه خطی کتابخانه درسدن آلمان  


درادامه بعنوان نمونه ، تصویر صفحه 271 کتاب که شامل واژه « شاهین » و « قعله طومان » می باشد ، ارائه می گردد.
                          صفحه دویست و هفتاد و یک  کتاب دده قورقود نسخه خطی کتابخانه درسدن آلمان



در این مقاله سعی گردید با استفاده از مطالب و محتویات خود کتاب جوابی درخور به تحریف گران و جاعلین همیشگی تاریخ داده شود ، آن هایی که به پیروی از مکتب پورپیرا و ذهتابی و صدیق سعی در سند سازی و تاریخ سازی برای آذرآبادگان عزیز را دارند .


کلام پایانی شاه بیتی زیبا از شهریار شیرین سخن آذرآبادگان


تا باشد آذربایجان پیوند ایران است و بس   /    این گفت با صوتی رسا فریاد آذربایجان



پاینده ایران و ایرانی 



وحید رنجبری آذرآبادگانی




منابع :
_____________________________________________
دانشنامه بزرگ اسلام 


کتاب دده قورقود ترجمه پروفسور محرم اِرگین 
نسخه خطی اصلی کتاب دده قورقود موجود در کتابخانه سلطنتی درسدن آلمان