۱۳۹۱ شهریور ۹, پنجشنبه

نسخه ای کم نظیر از شجره نامه خاندان ترکتبار سلجوقیان به زبان پارسی در کتابخانه ملی ترکیه

                                       شجره نامه خاندان سلجوقیان و خوارزمشاهیان به زبان پارسی


در این نوشته برآنیم تا نسخه ای دست نویس و کم نظیر از شجره نامه دو خاندان سلجوقیان و خوارزمشاهیان ، که به زبان پارسی تهیه شده است را معرفی نمائیم . این نسخه خطی زیبا به شکل مینیاتوری و بخط پارسی نگاشته شده است و هم اکنون در موزه ی « Ankara Etnografya Müzesi »  شهر آنکارای ترکیه نگهداری می شود. 



لازم به توضیح است سَلجوقیان یا سَلاجقه، یا آل سلجوق، نام دودمانی ترک نژاد است که در قرن‌های پنجم و ششم هجری قمری (یازدهم و دوازدهم میلادی) و بین سالهای ۴۲۹  هجری قمری تا ۵۵۲ هجری قمری بر بخش‌های بزرگی از آسیای غربی، شامل ایران کنونی، فرمانروایی داشتند.


سلجوقیان زبان فارسی را زبان رسمی و درباری قرار دادند.

خوارزمشاهیان نیز نام خاندان شاهنشاهی ایرانی است که از سال ۶۱۶ تا ۴۹۱ هجری قمری برابر با ۱۲۱۹ تا ۱۰۹۸ میلادی بر ایران فرمانروایی کردند و در مقطعی  بصورت همزمان با سلجوقیان بر قسمت هایی از ایران حکمرانی نمودند .

اسامی فرمانروایان خوارزمشاهی :


نوشتکین غرچه متوفی ۴۹۱ ه‍ . ق.

قطب‌الدین محمد از ۴۹۱ تا ۵۲۱ ه‍ . ق.

اتسز خوارزمشاه از ۵۲۱ تا ۵۵۱ ه‍ . ق.

ایل ارسلان از ۵۵۱ تا ۵۶۸ ه‍ . ق.

سلطانشاه (پسر ایل‌ارسلان) متوفی ۵۶۸ ه‍ . ق.

علاءالدین تکش (پسر ایل‌ارسلان) از ۵۶۸ تا ۵۹۶ ه‍ . ق.

علاءالدین محمد از ۵۹۶ تا ۶۱۷ ه‍ . ق.

جلال الدین منکبرنی از ۶۱۷ تا ۶۲۸ ه‍ . ق.

جهت مشاهده تصویرسند مورد ذکر می توانید به آدرس وبسایت کتابخانه ملی ترکیه که در پی خواهد آمد مراجعه بفرمائید :

http://www.mkutup.gov.tr/osmanli/110


پاینده ایران و ایرانی 


وحید رنجبری آذرآبادگانی

۱۳۹۱ شهریور ۸, چهارشنبه

براساس اعلام رسمی وزارت فرهنگ و گردشگری جمهوری ترکیه : وجود 30000 نسخه خطی قدیمی به زبان پارسی در کتابخانه های ترکیه


براساس اعلام رسمی وزارت فرهنگ و گردشگری جمهوری ترکیه ، در مجموع 500.000 نسخه خطی در کتابخانه های سراسر کشور ترکیه از قرن های گذشته بر جای مانده است . طبق این اعلام رسمی ، زبان و ادبیات پارسی با اختصاص 30.000 نسخه خطی بعد از زبان عربی بیشترین آثار خطی موجود در کتابخانه های ترکیه را دارا می باشد . این اعلام آمار رسمی گواهی دیگر  بر تاثیر و نقش پر رنگ و غیر قابل انکار زبان و ادبیات پارسی بر زبان و ادبیات ترکی و نیز فرهنگ و هنر و ادبیات نوین این کشور می باشد. لازم به تاکید است زبان عربی با اختصاص 320.000 نسخه خطی بیشترین میزان کتب قدیمی را در کتابخانه های ترکیه به خود اختصاص داده است . البته درصد بسیار بالایی از کتب مذکور در زمینه های دینی و مذهبی می باشد. زبان ترکی نیز با اختصاص 140.000 نسخه خطی و نیز زبان های دیگر با ختصاص 10.000 نسخه خطی در برگیرنده قسمتی از آمار 500.000 نسخه ای موجود در کتابخانه های کشور ترکیه هستند. عکسی که در ابتدای صفحه آمده است نمودار ستونی این پراکندگی آماری می باشد که از وبسایت رسمی وزارت فرهنگ و گردشگری جمهوری ترکیه برداشته شده است . در ضمن دوستان عزیز جهت مطالعه بیشتر در همین زمینه می توانند به لینک وبسایت وزارت فرهنگ و هنر ترکیه قسمت مکتوبات که در پی خواهد آمد مراجعه بفرمایند

http://www.yazmalar.gov.tr/elyazmaciligimiz_tr.php


پاینده ایران و ایرانی 


وحید رنجبری آذرآبادگانی

۱۳۹۱ شهریور ۵, یکشنبه

مقبره الشعرای تبریز بزرگترین آرامگاه ادیبان و شاعران پارسی گوی ایرانزمین و خار چشم پانترکان

                                                             مقبره الشعرای تبریز


آذرآبادگان از دیر باز یکی از اصلیترین قطب های شعر و ادب ایرانزمین بشمار می آید و بی تردید شهر تبریز به خاطر جای دادن عارفان و شاعران صاحب نام در دل خود ، جایگاه ویژه ایی را در بین شهر های دیگر کشورمان دارا می باشد. مجموعه مقبره الشعرای تبریز بزرگترین آرامگاه ادیبان و شاعران پارسی گوی ایران ، یکی از گورستان‌های تاریخی شهر تبریز می باشد که در محله سرخاب واقع شده‌ است . این مجموعه ی تاریخی و ادبی خار چشمیست برای همه قوم گرایان و پیروان تفکر پانترکیسم که خواستار تعریف هویت جعلی و ساختگیِ غیر ایرانی برای آذرآبادگان و باشندگانش می باشند . مقبره الشعرا هم‌اکنون در پیرامون تکیه حیدر در تقاطع خیابان‌های ثقه الاسلام و عارف شهر تبریز واقع شده‌است و در ضلع شرقی بقعه سید حمزه و مقبره قائم مقام و ملا باشی قراردارد. هر چند برخی از ادیبان و شاعران مقبره الشعرا تبریزی یا آذربایجانی الاصل نبوده اند اما با این حال هر کدام به علتی به تبریز گذری داشته و به مرور زمان شیفته آن شده و در این مکان ساکن و طبق وصیت شان در تبریز به خاک سپرده شده اند. کوی سرخاب تبریز به جهت انتساب به شاعران نامی ، ارج و قرب بسیاری در بین مردم داشته است به طوری که زندگی در آن و حتی دفن شدن در این کوی معروف ، آرزوی بسیاری از بزرگان محسوب می شد . 

                                                          مقبره الشعرای تبریز
 
از مقبره الشعرا یا آرامگاه شاعران در سرخاب تبریز تا قبل از قرن هشتم نامی برده نشده  است . قدیمی ترین کتبی  که نام مقبره الشعرای تبریز را به صراحت نوشته است ، تاریخ گزیده و  نزهه القلوب حمد الله مستوفی است که در سال های 730 و 740 هجری قمری تالیف شده است. باید گفت که نام مقبره الشعرا سرخاب ظاهرا" پس از دفن شدن شاعران معروف قرن ششم مانند خاقانی و ظهیر و شاعرانی که بعد از آنها در آنجا دفن شده اند در کتب تاریخ و تذکره آمده و رفته رفته معروفیت یافته است.شهر تبریز پس از آنکه در قرن ششم مرکز حکومت اتابکان آذربایجان شد پناهگاه شاعرانی که زندگی آرام و آسوده ایی را دور از جنگ و نزاع می جستند  گردید ، خاقانی و ابوالعلا و فلکی از شروان و گنجه ، ظهیر فاریابی و شاهپور نیشابوری از خراسان به تبریز آمدند و در این شهر ساکن  شدند  و پس از مرگ  ، یکایک آنان در حظیره مخصوصی دفن شدند که  این حظیره را در تاریخ و تذکره ها به عنوان مقبره الشعرا یاد کرده اند ، شاعران  دیگری نیز  از عهد ایلخانیان تا ایلکانیان و دوره آق قویونلو در تبریز بودند و یا از نقاط دیگر به تبریز آمده و در این شهر در گذشته اند که  غالبا در همین حظیره و در جوار خاقانی مدفون هستند.

                                                             مقبره الشعرای تبریز

مقبره الشعرا قبلا با نام های حظیره الشعرا ، حظیره القضاه ، قبرستان سرخاب معروف و مشهور بوده است اما متاسفانه گذشت روزگاران و مهم تر از آن حوادث طبیعی چون سیل و زلزله ،  شکل  ظاهری آن را از بین برده و آثاری از مقابر این بزرگان بر جای نمانده است. چنانچه طباطبایی صاحب کتاب اولاد اطهار که در سال 1294 هجری قمری تالیف شده ،  نوشته است که به علت زلزله های بسیار مخصوصا زلزله سال 1193 و بعد  از آن در سال 1194 آثاری از آن به جای نمانده است.

                                                              مقبره الشعرای تبریز
 
به‌ دلیل مدفون‌شدن بسیاری از شاعران و عارفان بزرگ در این گورستان، در شهریورماه ۱۳۵۰ خورشیدی مسابقه‌ای برای طرح یک بنای یادبود در مقبره الشعرا توسط روزنامه‌های اطلاعات و کیهان و مجله یغما برگزار گردید و پس از چندی پیشنهاد «غلام‌رضا فرزان‌مهر» برگزیده شد و عملیات احداث بنای یادبود آغاز گردید. البته لازم بذکر است اجرای نهایی و عملیاتی شدن این پروژه بعد از انقلاب صورت پذیرفت و هم‌اکنون این بنای یادبود نماد مقبره الشعرا و یکی از نمادهای شهر تبریز محسوب می‌شود. بیش از ۴۰۰ شاعر، عارف و رجال نامی ایران و کشورهای منطقه از ۹۰۰ سال پیش به ترتیب از حکیم اسدی طوسی تا استاد شهریار، یکی پس از دیگری در اینجا به خاک سپرده شده‌اند.


از معروفترین آرمیدگان در مقبره الشعرا می‌توان به افراد زیر اشاره کرد:



«1.اسدی طوسی  - 2. خاقانی شروانی - 3. ذوالفقار شروانی - 4.  سید محمدحسین شهریار - 5. عزیز خان مکری - 6. شاهپور نیشابوری - 7. شکیبی تبریزی - 8. شمس‌الدین سجاسی - 9. ظهیر فاریابی - 10. قطران تبریزی - 11. لسانی شیرازی - 12. مانی شیرازی - 13. مجیرالدین بیلقانی - 14. مغربی تبریزی - 15. همام تبریزی - 16. اشهر سبزواری - 17. بابامزید - 18. باباحسن - 19. عبدالرحیم آبادی - 20. نظام الدین یحیی الغوری - 21. حسن بلغاری - 22. سلطان پیرباب - 23. معین الدین صفار - 24. کمال الدین عبدالقادر نخجوانی - 25. بهاءالدین خاکی - 26. ضیاءالدین بزرگ - 27. ابوالعلاء فلکی - 28. عصار تبریزی - 29. انوری ابیوردی - 30. شیخ محمد خیابانی - 31. ثقةالاسلام تبریزی - 32. امیه بن عمر و بن عمیه - 33. مجذوب علی شاه - 34. هفت خواهران - 35. امیر عبدالغفار - 36. میرزا شفیع مستوفی - 37. حارث بن امیه - 38. امام طالحه - 39. پیر محمد - 40. حافظ حسین زال - 41. عبدالرحیم خلوتی - 42. درویش سراج الدین قاسم - 43. اکمل الدین مظفر بزازی - 44. مجد الدین صنع الله کوزه کنانی - 45. نجم الدین سمساری - 46. برهان الدین واعظ هروی - 47. قاضی مجد الدین محمد انصاری - 48. خواجه عبدالرحیم اژآبادی - 49. شمس الدین محمد خطاط - 50. شیخ اسحاق مراغی - 51. صلاح المله و الدین حسن نخجوانی ثم البلغاری - 52. سید جلال الدین مهدی نقیب تبریزی حسنی - 53. شیخ نور الدین بیمارستانی - 54. تاج الدین منشاوی - 55. فخرالدین احمد اره گر - 56. پیر عماد الدین - 57. اخی خیر الدین - 58. غیاث الدین محمد - 59. پیر لیفی - 60. پیر سلیمانشاه جوهری - 61. ابی حامد افضل الدین محمد بن اسعد بن الفقیه محمد التبریزی المحدث - 62. حافظ حسن کمانکش - 63. بهاء الدین محمد خاکی - 64. پیر محمد - 65. پیر رازیار - 66. پیر قندیلی - 67. پیر ترک - 68. با با اسماعیل - 69. بابا احمد قمچی باف - 70. مولانا محمود اژآبادی - 71. شرف الدین نوری طارمی - 72. نصرالله طبیب - 72. سلطان دده علی - 73. دکتر مهدی روشن ضمیر - 74. دکتر محمود پدیده - 75. استاد جواد آذر - 76. استاد میرزا طاهر خوشنویس تبریزی - 77. محمود ملماسی - 78. سید یوسف نجمی - 79. استاد علی حریرچی 80 .میرزا عیسی فراهانی 81. دکتر منوچهر مرتضوی »

                                       تعدادی از مقبره های معاصر واقع در مقبره الشعرای تبریز

از جمله معروفترین شاعران آرامیده در مقبره الشعرای تبریز می توان اسدی طوسی، قطران تبریزی، مجیرالدین بیلقانی، خاقانی شیروانی، ظهیرالدین فارابی، شاپور نیشاپوری، شمس الدین سجاسی، ذوالفقار شروانی، همام تبریزی، مانی شیرازی، شکیبی تبریزی و سید محمد حسین شهریار را نام برد .



                              نمایی از مقبره اسدی توسی به عنوان اولین شاعر مدفون در مقبره الشعرا



اسدی طوسی :

ابو نصر علی بن احمد ، اسدی طوسی نخستین شاعر مدفون در مقبره الشعرا بوده که قصاید مناظره ، گرشاسب نامه ، و لغت فرس و همچنین کتاب نسخه الابنیه عن حقایق الادویه از آثار اوست ، اسدی در طوس متولد شده  و در سال 425 هجری قمری در تبریز وفات یافته است .
معنی طلبان بادیه عمر بریدند                    تا تصفیه کردند حیات ابدی را
شکرانه اسباب حیاتی که تو را هست          یک فاتحه بفرست روان اسدی را

                                           تندیس شاعر بی بدلیل پارسی گوی قطران تبریزی

قطران تبریزی :
 
شاعر معروف قرن پنجم هجری قمری و دومین شاعری است که در سرخاب به خاک سپرده شده است ، کنیه او ابو منصور بوده و نخستین شاعر پارسی گوی آذربایجان محسوب می شود ، صاحب مجمع الفصحا تاریخ وفات قطران را در سال 465 هجری قمری ذکر نموده است .

 نبود شهر در آفاق خوشتر از تبریز          به ایمنی و به مال و به نیکویی و جمال
ز ناز و نوش همه خلق بود نوشانوش        ز خلق و مال همه شهر بود مالامال
در او به کام دل خویش هر کسی مشغول    امیر و بنده و سالار و فاضل و مفضال
یکی به خدمت ایزد یکی به خدمت خلق      یکی به جستن نام و یکی به جستن مال



مجیر الدین بیلقانی:

ابوالمکارم مجیر الدین بیلقانی از شعرای قرن ششم هجری قمری و شاگرد خاقانی بوده است زادگاه او بیلقان از توابع شیروان می باشد مجیر در غزل سرایی روان گوی و لطیف طبع است تاریخ وفات او سال 586 هجری قمری و محل دفن او مقبره الشعرا می باشد.

قاهر کامران تویی ، وز قبل ثنای تو             خطه نظم و نثر را هست مجیر قهرمان
همت کس به گرد او در نرسد به شاعری       بر سر قبه فلک کس نرود به نردبان
ژاژ به نظم کرده را همبر سحر او منه          لاشه سالخورده را هم تک رخش او مران

                          تندیس شاعر نامی پارسی گوی خاقانی شروانی در کنار مسجد کبود شهر تبریز



خاقانی شروانی:

بزرگترین شاعر قرن ششم و از مشهور ترین شاعرانی که در مقبره الشعرا دفن شده اند ، افضل الدین بدیل بن نجار خاقانی شروانی می باشد محل تولد او شروان یا شیروان و تاریخ ولادتش را در سال 520 هجری قمری ذکر کرده اند ، خاقانی زندگی پر نشیب و فرازی داشته و در سال 595 هجری قمری در تبریزوفات یافته است . از آثار این شاعر بزرگ می توان به دیوان اشعار ، مثنوی تحفه العراقین ، منشات خاقانی و مثنوی کوتاه ختم الغرایب اشاره کرد.

                                            تندیس خاقانی شروانی در مقبره الشعرای شهر تبریز

ای شعر را در سوگ همسرش گفته است:

بس وفا پرورد یاری داشتم          بس به راحت روزگاری داشتم
آن نه یار آن یادگار عمر بود       بس به آیین یادگاری داشتم



ظهیر الدین فاریابی :

پس از خاقانی مشهور ترین شاعری که در مقبره الشعرا دفن شده ، ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی متخلص به ظهیر بوده و در حدود سال 552 هجری قمری در فاریاب بلخ تولد یافته است ، ظهیر الدین بر خلاف خاقانی که بلند همت و دارای مناعت طبع بود و مداحی می کرد، در فقر و تنگدستی به سر می برد . وی  در اواخر عمر منزوی و در سال 598 هجری قمری وفات کرد .

کمینه پایه من شاعری است ، خود بنگر          که تا چه پایه کشیدم ز دست او بیداد
ز شعر ، جنس غزل بهتر است و آنهم نیست     بضاعتی که توان ساختن بر آن بنیاد



شاهپور نیشابوری:

جمال الدین شاهپور بن محمد اشهری از شعرای قرن ششم و شاگرد ظهیر فاریابی بوده و در خدمت سالطان محمد تکش می زیسته و به قول اکثر مورخین در سال 600 هجری قمری درگذشته و در مقبره الشعرای مدفون شده  است. 

عقیق را ز لبت آب در دهان آید          خدنگ را ز قدت آب در میان آید
به بخل میل کند با همه گهر بخشی       اگر لب تو به دست خدایگان آید


شمس الدین سجاسی : 
 
شاعر وادیب قرن ششم که در سال 602 هجری قمری وفات یافته و باستناد آنچه در نزهه القلوب حمد الله مستوفی آمده در مقبره الشعرا به خاک سپرده شده است.

حسن را جز بر روی  تو سر و کار مباد               عشق را جز به سر کوی تو بازار مباد
دشمن از عشق تو چون چهره من دید چه گفت        هیچ سرگشته اسیر دل  و دلدار مباد
دی ز درد تو بنالید دلم ، دشمن گفت                     ناله هیچ دل آزرده چنین زار مباد



ذوالفقار شروانی :

سید قوام الدین حسین بن صدر الدین علی شروانی متخلص به ذوالفقار که لقب ملک الشعرا نیز داشته از شعرای قرن هفتم هجری بوده و او را واضع شعر مصنوعی می دانند سال وفات وی را 689 هجری قمری نوشته اند.

بوستان بر سرو دارد آن نگار دلستان         آن نگار دلستان بر سرو دارد بوستان

چمن شد از گل صد برگ تازه دلبر وار      بهار یافت بهاری ز باد در گلزار



خواجه همام تبریزی :

خواجه همام الدین محمد بن علا الدین فریدون تبریزی از شعرای بزرگ قرن هفتم بوده که  همام تخلص می کرد  در زمان خود ارادتمند اشعار سعدی بوده است تاریخ تولد او 636 هجری قمری و تاریخ وفاتش بدون شک در سال 714 هجری قمری و محل دفن وی مقبره الشعرا تبریز است. از آثار او به جز دیوان شعر می توان به اثر المجموعه الرشیدیه اشاره کرد.

ای عرصه تبریز زیانت مرساد                  آسیب زمان به مردمانت مرساد
تو همچو تنی و جان و دل هر دو امام          دردی به دل و غمی به جانت مرساد



مغربی تبریزی :

شاعر و صوفی قرن هشتم هجری که از شعرای پیشین به دو عارف بزرگ یعنی سنایی و عطار ارادت می ورزید تاریخ تولد او سال 749 هجری قمری و تاریخ وفاتش را 809 هجری قمری ذکر کرده اند که در مقبره الشعرا مدفون است از آثار ادبی او به جز دیوان اشعار مراه العارفین یا اسرار فاتحه در تفسیر سوره مبارک فاتحه را می توان یاد کرد.

تنها نبود مغربی از نرگس او مست         در هر طرف از نرگس او مست و خرابی است


مانی شیرازی : 
 
مانی شیرازی در دوره شاه اسماعیل صفوی می زیسته و در اواخر عمر بواسطه دشمنی امیر نجم زرگر به قتل رسیده است از دیوان مانی چند نسخه در کتابخانه ملی و مجلس موجود است تاریخ وفاتش را 913 یا 914 هجری قمری و محل دفن او نیز مقبره الشعرا است.

مرا به جور بکشتی طریق داد این بود            ز پادشاهی حسن توام مراد این بود
چو در به سینه من چاکها فراوان است            دری که که بر رخم از عاشقی گشاد این بود



لسانی شیرازی : 

مولانا وجیه الدین عبدالله لسانی شیرازی در شیراز متولد شده و در بغداد و دارالسلطنه تبریز می زیسته و بدین جهت به قول صاحب آتشکده ، جمعی وی را تبریزی می دانند تاریخ وفات او سال 940 یا 941 هجری قمری می باشد .

گر بند لسانی گسلد از بندش           ور خاک شود وجود حاجتمندش
بالله که ز مشرق دلش سر نزند       جز مهر علی و یازده فرزندش



شکیبی تبریزی :

مقصود علی شکیبی تبریزی از شعرای قرن دهم است صاحب خلاصه الاشعار او را شاعری لطیف طبع و مردی پاک نهاد ذکر کرده که در شاعری  به مرتبه عالی دست  یافته است . شکیبی در سال 971 هجری قمری در تبریز در گذشته و در مقبره الشعرای تبریز دفن شده است.

چو حالم را نمی دانی دلم شاد است پنداری     همه کس چون تو از بند غم آزاد است پنداری
شکیبی چند در بزم غم افغان میکنی هر شب     سرود بزم عاشق آه و فریاد است پنداری

                               نمایی از مقبره شهریار به عنوان آخرین شاعر مدفون در مقبره الشعرا


 سید محمد حسین بهجت تبریزی (( شهریار ))
 
فرزندآقا سید اسماعیل موسوی معروف به حاج میر آقا خشکنابی در سال 1325  هجری قمری (شهریور ماه 1286  هجری شمسی ) در بازارچه میرزا نصراله تبریز واقع در چای کنار چشم به جهان گشود. در سال 1328 هجری قمری که تبریز آبستن حوادث خونین وقایع مشروطیت بود ،  پدرش اورا به روستای قیش قورشاق وخشکناب منتقل نمود دوره کودکی استاد در آغوش طبیعت وروستا سپری شد که منظومه حیدر بابا مولود آن خاطرات است در سال 1331 هجری قمری پدرش اورا جهت ادامه تحصیل به تبریز باز گرداند و اودر نزد پدر شروع به فراگیری مقدمات ادبیات عرب نمود ودر سال 1332 هجری قمری جهت تحصیل اصول جدید به مدرسه متحده وارد شد . در همین سال اولین شعر رسمی خود را سرود و سپس به آموختن زبان فرانسه و علوم دینی نیز پرداخت. وی  از فراگیری خوشنویسی نیز دریغ نمی کرد که بعد ها کتابت قرآن ثمره همین تجربه می باشد . در سیزده سالگی اشعار شهریار با تخلص بهجت در مجله ادب به چاپ می رسید . در بهمن ماه 1299 شمسی برای اولین بار به تهران مسافرت کرد و در سال 1300 توسط لقمان الملک جراح در دارالفنون مشغول تحصیل شد ، شهریار در تهران تخلص بهجت را نپسندیده و تخلص شهریار را پس از دو رکعت نماز و تفعل از حافظ انتخاب کرد .

غم غریبی و غربت چو بر نمی تابم              روم به شهر خود و شهریار خود باشم


                                                           مقبره استاد شهریار

از بدو ورود به تهران با استاد ابوالحسن صبا آشنا شد و نواختن سه تار ومشق ردیف های سازی موسیقی ایرانی را از او فرا گرفت . او همزمان با تحصیل در دار الفنون به ادامه تحصیلات علوم دینی پرداخت ، در مسجد سپهسالار در حوزه درس  سید حسن مدرس شرکت می کرد.  در سال 1303 وارد مدرسه طب شد و همین زمان آغاز  زندگی شور انگیز و پر فراز ونشیب او ست در سال 1313 و زمانی که شهریار در خراسان بود پدرش حاج میر آقا خشکنابی به دیدار حق شتافت او سپس در سال1314 به تهران بازگشت واز این پس آوازه شهرت او از مرزها فراتر رفت،  شهریار شعر فارسی وترکی آذری را با مهارت تمام می سرود  ودر سال های  1330 تا 1329 اثر جاودانه خود حیدر بابایه سلام را خلق و برای همیشه به یادگار گزارد. 

در تیر ماه 1331 مادرش دار فانی را وداع گفت ، در مرداد ماه 1332 به تبریز آمده وبا یکی از منسوبین خود بنام خانم عزیزه عمید خالقی ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه فرزند بنامهای شهرزاد ومریم وهادی بود در حدود سال های 1346 شروع به نوشتن قرآن بخط زیبای نسخ نمود که یک ثلث آنرا به اتمام رساند ودیوان اشعار فارسی استاد نیز چندین بار چاپ وبلافاصله نایاب شد. در مدت اقامت در تبریز موفق به خلق اثر ارزنده سهندیه در رومانتیک ترکی گردید،  در سال 1350 مجددأ به تهران مسافرت نمود وتجلیل های متعددی از شهریار بعمل آمد. اوپس از یک دوره بیماری در 27 شهریور ماه 1367 دار فانی را وادع ودر مقبرةالشعرا به خاک سپرده شد.

                                      تندیس استاد شهریار در مقبره الشعرای تبریز

بکس نه جرات چونین عظیم میهمانی است        که میزبان شما ما نه بلکه خاقانی است
به ابر تیره نبیند که آفتاب اینجاست                  ظهیر خفته در اینجا وفاریاب اینجاست
بسان عسجدی اینجاست مست خواب برون       چهل دفینه در این خاکها بود مدفون
پس از طواف مزارت چلتن شیراز                  دمی به چلتن تبریز پیر خود پرداز

از دیگر چهر های نام آشنای آرامیده در مقبره الشعرای تبریز می توان : 


                                             تندیس میرزا عیسی قائم مقام در موزه قاجار تبریز

میرزا عیسی فراهانی : 

میرزا عیسی قائم مقام که پدر میرزا ابوالقاسم بود اول کسی است که در این سلسله به لقب قائم مقامی ملقب شده  است و مناسبت این لقب آن است که پادشاه ایران او را قائم مقام صدارت کرد ، هر چند کار صدارت با میرزا شفیع شیرازی بود اما کارها با رای و امضای میرزا عیسی انجام می گرفت . رحلت میرزا عیسی در ماه صفر 1338  هجری مطابق با 1822 میلادی در دارالسلطنه تبریز و با مرض وبا اتفاق افتاد و اکنون مرقدش درمقبره الشعرای تبریز واقع شده است .  آثار میرزا عیسی عبارتند از اثبات النبوه الخاصه به زبان فارسی ، احکام الجهاد و اسباب الرشاد و رساله ایی به فارسی که جهادیه کبری نیز نام دارد .


                               تندیس ثقه الاسلام تبریزی واقع در خانه ی شخصی وی در شهر تبریز

ثقه الاسلام تبریزی :

از روحانیون بزرگ تبریز در قرن سیزده و اوایل قرن چهارده هجری قمری است . او پیشوای شیخیه بوده و در نجوم و ریاضیات و تاریخ و کلام و حکمت دست داشت ، ادبیات نیز فرا گرفته بود در عتبات در محضر درس فقه و اصول فاضل اردکانی ، شیخ زین العابدین مازندرانی حاج شیخ علی یزدی حاضر شده و از آنان کسب فیض می کرد،  در سال 1308 به تبریز بازگشته و به رهبری روحانی پرداخت و در جریان  مشروطیت  حضور فعال داشت .

                                         مقبره  ثقه الاسلام تبریزی واقع در مقبره الشعرای تبریز 


در دوره نفوذ و دخالت روسیه تزاری در تبریز با آنان از در مخالفت در آمد  و چون به هیچ روی زیر بار نفوذ و دخالت آنان نرفت و اشغال تبریز را از طرف آنان تنفیذ  و امضا نکرد ، به حکم صاحب منصب روسی روز دهم محرم (( عاشورا )) سال 1330 هجری قمری مطابق با دیماه 1290 شمسی او و چند تن دیگر را در میدان مشق تبریز که اکنون محل دانشسرا است بر سر  دار کردند و جنازه او در  سمت مقبره الشعرای تبریز مدفون شد.

آذربایجان همواره به عنوان یکی از اصلی ترین خاستگاه های شعر و ادب پارسی ایرانزمین شناخته شده است و ادیبان و شاعران این دیار  نقشی به مراتب پر رنگتر و ماندگارتر در حفظ و پرورش زبان و ادبیات پارسی داشته اند. برای نمونه می توان از کتاب نزهه المجالس نام برد . کتابی به قلم جمال الدین خلیل شروانی که حاوی مجموعه‌ای از بیش از چهارهزار رباعی سرودهٔ حدود سیصد شاعر ایرانی از سده‌های پنجم تا هفتم هجری می باشد و در میانه سده هفتم هجری، بین سال‌های ۶۴۸ تا ۶۵۹ گردآوری شده‌است. نزدیک به یک سوم شاعران نزهه المجالس، شاعران منطقه ارّان، شَروان و آذربایجان هستند. حضور صد ها شاعر پارسی گوی آذربایجانی بمانند قطران تبریزی ، همام تبریزی، مغربی تبریزی ، خاقانی شروانی ، نظامی گنجوی ، مهستی گنجوی و . . . نیز مجموعه ای فاخر و ارزشمندی بمانند مقبره الشعرای تبریز بعنوان بزرگترین آرامگاه ادیبان و شاعران پارسی گوی ایران زمین ، خار چشمی است برای همه قوم گرایان و پیروان تفکر پانترکیسم که خواستار تعریف هویت جعلی و ساختگی غیر ایرانی برای آذرآبادگان عزیز و باشندگانش می باشند .

سخن پایانی شعری زیبا از شاعر گرانقدر عارف قزوینی :

چه آذرها به جان از عشق آذربایجان دارم

من این آتش خریدارش به جانم تا که جان دارم

پرستشگاهم این آتش بود کو هستیم سوزد

که آتش ز آتشکده ی زرتشت در این دودمان دارم




پاینده ایران و ایرانی 





وحید رنجبری آذرآبادگانی













منابع و ماخذ :
___________________________________________________

کتاب نزهه المجالس به قلم جمال‌الدین خلیل شروانی با تصحیح و تحقیق زنده‌ یاد دکتر محمدامین ریاحی‌خویی چاپ دوم (فروردین ۱۳۷۵) انتشارات علمی


نزهه القلوب به قلم مستوفی، حمدالله.  به کوشش محمد دبیرسیاقی. چاپ اول. قزوین: حدیث امروز 


کتاب «تاریخ اولاد الاطهار» تالیف سید محمد رضا بن سید محمد صادق طباطبائی تبریزی ،  با کوشش محمد الوانساز خوئی ، سال انتشار 1389


کتاب « کوی سرخاب تبریز و مقبره الشعرا » سجادی،ضیاء الدین:،تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی،1375،چاپ دوم

۱۳۹۱ مرداد ۳۰, دوشنبه

آثار و نشانه های فرهنگ ، تاریخ و ادبیات ایران زمین در جایجای سرزمین ایران شمالی ( جمهوری آران )



در این جستار بر آنیم به بررسی و بازنشر مجموعه آثار تاریخی و فرهنگی ایرانزمین در سرزمین ایران شمالی ( جمهوری آران ) بپردازیم . آثاری که با وجود سیاست های فرهنگی و تاریخی ایران زدایی و ایران ستیزی روسیه تزاری و روسیه کمونیستی و بویژه شخص استالین و فرزندان خلفش محمدامین رسولزاده ، ایاز مطلب‌اف ، ابوالفضل ایلچی‌بیگ ، حیدر علی‌اف و الهام علی‌اف همچنان به صورت گسترده در جایجای آن سرزمین تا شمالیترین مرزهایش برقرار و استوار می باشد .


ای کاش امکان حضور و بازدید تک تک جوانان شرفمند ایرانی و بویژه آذرآبادگانی عزیز ، از خاک و بوم ایران شمالی تا شمالی ترین مرزهایش فراهم می آمد تا می دیدند با چشمان خود نقش پر رنگ تاریخ و فرهنگ و ادبیات ایران زمین را در آن دیار که جزوی از خاک پاک ایران بوده است .

می دیدند چگونه با وجود اعمال سیاست های خصمانه ایران زدایی هنوز در هر شهر و هر نقطه از آن دیار آشنا ، رنگ و بوی ایران وجود دارد .

از شهر باکو که مملو از این آثار هست بگذریم به دومین شهر بزرگ جمهوری آران می رسیم یعنی شهر تاریخی «گنجه » . 


شهری که سرشار از آثار ایرانیست بمانند حمام شاه عباس و مسجد شاه عباس و باغ سردار و عمارت حاکمنشین ایرانی شهر گنجه که اکنون تبدیل به پارکی زیبا گشته و نیز مقبره شهید راه وطن جواد خان قاجار ، آخرین حاکم ایرانی شهر گنجه در کنار مقبره شاعر پارسی گوی ایرانی نظامی گنجوی.


 آری اینها تنها نمونه ای از صدها و هزارن اثر تاریخی و فرهنگی ایرانی موجود در سرزمین ایران شمالیست . 



استالین و همفکرانش با آن همه قدرت و تبلیغات نتوانستند این نیای مشترک و یگانگی را از هم جدا کند حال عده ای معلوم الحال کوته فکر و جاعل و دروغ پرداز سودای خاک وطن در سر می پرورانند !!!!!



پاینده ایران و ایرانی



وحید رنجبری آذرآبادگانی






خلاصه ای از سفر و بازدید نگارنده از سرزمین ایران شمالی نوروز 1388 هجری خورشیدی